آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
329
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
واقع در ساحل خليج فارس در زمان شاهپور دوم اتفاق افتاده است « 1 » . شاهپور شاهنشاهى بزرگ و سزاوار جانشينى اردشير اول و شاهپور اول و وهرام دوم بود . ايرانيان او را « ذو الاكتاف » لقب دادهاند ، زيرا كه بنابروايات ، در جنگهاى سختى ، كه با عرب ميكرد ، شانههاى اسيران بدوى را سوراخ مىكرد « 2 » . عاقبت شاپور پس از آنكه بنيان قدرت خود را مستحكم ساخت ، در صدد جنگ با روم برآمد . در آن مملكت وقايع مهمى رخ داده بود . فسطنطين كبير بدين عيسى درآمده بود . دخول ديانت عيسى در ارمنستان ، كه مقارن آن احوال بدست تردت و جانشينان او انجام گرفت ، موجب شد ، كه بين روم و ارمنستان ارتباط محكمترى ايجاد گردد . اگرچه يوليانوس قيصر روم بمخالفت دين عيسى برخاست و از اين رو او را مرتد « 3 » لقب دادهاند ، ولى كار او موقت بود و در اوضاع تغييرى نداد . در ميان اعيان و بزرگان ارمنستان گروهى موجود بود ، كه براى تحصيل مقامات بكمك ايرانيان چشم داشتند . ارمنستان همواره دستخوش نزاع اين بزرگان بود .
--> ( 1 ) - رتشتين ، ملوك لحمى ، ص 131 و بعد . ( 2 ) - مصنفين عرب ، كه نوشتههاى آنها از منابع ساسانى اخذ شده بطور كلى لقب شاهپور را بلفظ عربى ذو الاكتاف ( صاحب شانهها ) ترجمه كردهاند . نلدكه بر اين عقيده است ، كه اصل اين لفظ يك لقبى است بمعنى چهارشانه ، يعنى « كسى كه بارهاى فوق العاده دولت را ميكشد » . معذلك حمزه اصفهانى و مصنفين ديگر كه پيرو او هستند ، لفظ فارسى اين لغت را هوبهسنبا hobah - sumba نوشتهاند ، كه بمعنى « سوراخ كننده شانهها » است . نلدكه گمان مىكند ( طبرى ، ص 52 ، يادداشت 1 ) ، كه اين لفظ مجعول است و از روى كلمه عربى ذو الاكتاف ساخته شده است ، اما اينكه بجاى كلمه كتف لفظ عتيق فارسى يعنى هوبه را ، كه بمعنى شانه بود ، آوردهاند ، به نظر من قول حمزه صحيح است و هوبه عينا نقل از كلمه پهلوى شده و معنايى هم ، كه از آن كردهاند ، مطابق روايات قديمه است ، وانگهى در تاريخ ساسانيان اين تنها نوبتى نيست ، كه صحبت از اين مجازات شده باشد . خسرو دوم ، كه نسبت بمنجمان خشمگين گرديد ، آنها را تهديد نمود ، كه استخوان شانه آنها را بيرون خواهد كشيد . ( طبرى ص 1012 ، نلدكه ، ص 307 ) . ( 3 ) - Apostata